+ بیمه دولتی حیوانات خانگی از افسانه تا واقعیت
ساعت کاری صبح تمام شده بود آماده رفتن بودم اما زنگ تلفن به صدا در آمد:
- سلام من حمید رضا محمدی هستم رئیس ادراه نظارت و ارزشیابی شعب بیمه دانا، طرحی در ارتباط با بیمه حیوانات خانگی داشتم و می خواستم با شما مشورت کنم.
مکالمه طولانی انجام شد. بعد از این گفتگو با خودم اندیشیدم بعنی این آرزو، زمانی در ایران برآورده می شود که یک بیمه دولتی ( بیمه دانا ) اقدام به بیمه حیوانات خانگی کند؟ فکر کنم شوخی بیش نیست!!!
اما پیگیریهای آقای محمدی و تلفنهای مکرر ایشان، به ثمر رسید و حالا یکی از افتخارات سرزمین کهن مان ایران این است که صاحبان سگ، گربه و پرنده می توانند حیوانات خود را بیمه کنند.
شاید برای برخی افراد بیمه حیوانات مضحک باشد اما دلایل آن را برای شما بیان می کنم تا خودتان فواید بیمه را درک کنید.
1- در کشوری که تا چند ماه پیش بحث حق تیر و بازداشت سگها مطرح بود و در صحن مجلس طرح سگ گردانی را سی نماینده امضاء کرده بودند بیمه تحولی عظیم و باور نکردنی است.
2- آینده نگری مبحثی است که تمام انسانهای باهوش به آن می اندیشند، بیمه ابزار است که شما توسط آن آینده آنهای که با شما زندگی می کنند را تامین می نمائید.
3- بیمه می تواند کمک و پشتوانه ای برای حوادث از پیش تخمین نزده باشد.
4- بیمه حس اعتمادی است که شما به حیوان خانگی خود می دهید و این حس به این مفهوم است که شما می توانید و می خواهید سالیان زیاد حیوان خانگی شما در کنار شما زندگی کند.
البته ما امیدوار هستیم که در آینده نزدیک بیمه محترم دانا شرایطی را مهیا کند تا به جای چهار کلینیک منتخب تمام کلینیک های دامپزشکی تهران و در مرحله بعد ایران قادر به بیمه کردن حیوان خانگی خود باشند.
+ از دانشگاه شیراز تا جبهه جنگبه یاد روز دامپزشک
ساعت شش بعد از ظهر بود. در کلینیک نشسته بودم که صدای زنگ تلفن بصدا در آمد صدای مضطرب از پای تلفن می گفت:
_سلام علیکم آقای دکتر یک سگی است متاسفانه مقدار مواد شیمیایی خورده تشریف دارید بیاورم؟
حدود نیم ساعت بعد زنگ درب به صدا در آمد آقای با تیپ بسیجی ( ریش بلند و پیراهن روی شلور و دکمه یقه تا آخر بسته) وارد شد.
_سلام علیکم، من حاج مرتضی هستم این سگ { نژاد سگ گله} که آورده ام مقداری سم علف کش را خورده من به او آپومورفین تزریق کردم تا حالا هشت بار تو بغل خانم من که فاطمه خانم است تهوع کرده اما هوشیاریش از ده، هفت است.
فاطمه خانم، همسر حاج مرتضی خانم چادری با مقنعه بود تمام چادرش آغشته به تهوع سگ شده بود من مشغول کارهای درمانی و حمایتی شدم اما افکارم هم در حال تجزیه و تحلیل بود. از شیوه صحبت کردن حاج مرتضی پی بردم که ایشان باید سررشته و آشنای به دارو ها داشته باشد اما تعجب من این بود، فردی این چنین مذهبی چنان سگ را در آغوش خود گرفته بودند که انگار کودک خود را در آغوش گرفته است. آنتی دوت ( خنثی کننده ) علف کش را تزریق کردم و به حیوان سرم وصل نمودم. حیوان باید یکی دو ساعت سرم دریافت می کرد. حاج مرتضی گفت:
_ دکتر من می توانم نماز بخوانم؟
_ بله قبله به این سمت است جا نماز هم دارم بفرمائید!
تازه متوجه شدم که حاج مرتضی نشسته نماز می خواند.
_ حاجی فبول باشه، می تونم سوال از شما بپرسم؟
_ خواهش می کنم بفرمائید؟
_ تحصیلاتان چیست؟
_ من پزشک هستم و نرولوژیست هستم فاطمه خانم هم فوق لیسانس فلسفه است و معلم است.
_ آقای دکتر چرا خودتان را حاج مرتضی معرفی کردید؟
_ این اسمی است که هم رزمهای من و بیماران من صدایم می کنند و خواهش می کنم شما هم به همین نام صدایم کنید.
_ مطبتان کجا است؟
_ من جای خاصی مطب ندارم در مراکز بهداشت روستاهای مختلف می روم و کار درمان را انجام می دهم.
_پای شما در جبهه مجروح شد؟
_من سال 66 از دانشگاه شیراز بعنوان کمک پزشک به جبهه اعزام شدم خدا گفت خوب قدر نعمت را نمی دانی یک پا را برداشت.
سرتان را درد نمی آورم کلی با حاج مرتضی و فاطمه خانم گپ زدیم در آخر سگ سرحال تر شد و حاج مرتضی هنگامی که از در خارج می شد گفت:
_ دکتر پس فردا 14 مهر روز دامپزشک است بعنوان نخستین نفر این روز را به شما تبریک می گویم.
_متشکرم اما شما دومین نفر هستید چون قبل از شما مادرم به من تبریک گفت.
شبی بسیار مهیج بود برخی سگها را با چوب می زنند اما بسیجی با اعتقادت مذهبی قوی پیدا می شود و سگی بیمار را نجات می دهد متخصصی که بی هیچ ادعا می جنگد و پای خود را می دهد در روستاها به مداوای بیماران می پردازد.
بقول مادر مرحوم " آدم خوب هر جایی پیدا می شود"
امسال روز 14 مهر را به روح بلند مادرم تمام همکاران دوستداران حیوانات و تمام بسیجیانی که خصوصیات حاج مرتضی را دارند تبریک می گویم و از خدای متعال می خواهم تا به من توانایی لازم جهت مداوای مخلوقات زبان بسته را بدهد. انشاالله این شیوه پاسخ و شاد باشی باشد به روح بلند مادرم که تمام زندگیم را مدیون زحمات ایشان هستم باشد.
+ به خدا قسم ما ایرانیان حیوانات را دوست داریم
دیشب شبکه یک سیمای ایران برنامه پارک ملت میزبان تنی چند از دوستداران حیوانات بود موضوع برنامه در ارتباط با حیوان آزاری ( شکارچی بیرحمی که شکم خرس زنده ای را در کنار توله ها می شکافت ) بود. شدت و عمق این فاجعه بقدری بود که صدای طرفداران حقوق حیوانات در خارج از مرزهای ایران در آمد و بیگانگانی که در مترصد بدست آوردن بهانه ای هستند تا هویت و اصالت ایرانی را به سوال ببرند بوقهای خود را بصدا در آوردن که ایرانی یعنی توحش!!!، ایرانی یعنی تروریست و ....!!!؟
قبل از هرچیز اجازه می خواهم پاسخ بیگانگان را بدهم. نخستین بار در ایران باستان بحث حقوق حیوانات مطرح شده بود. کتیبه های بجا مانده از زمان کورش کبیر گواه این امر است. البته هنوز که هنوزه نقل داستان انوشیروان دادگر و خری که زنگوله عدالت خواهی را بصدا در می آورد بر زبانها است و خواهد ماند.
اما اسلام یکی از ادیان خداوندی است. خداوند در قرآن اشاره می فرماید که شما با نگرش به مخلوقات من به عظمت و شگفتی جهان آفرینش پی خواهید برد. رسول اکرام ابتدا افسار شتر خود را باز می کرد تا آب بخورد بعد خودشان آب را می آشامید. در احادیث آمده که اگر حیوانی را آزار دهید تا چهل روز دعای شما مستجاب نمی شود. در فقه شیعه آمده است که اگر ظرف آبی برای وضو گرفتن دارید و گربه تشنه ای در کنار شما است شما باید تیمم کنید و آب را به گربه بدهید. در قرآن فرموده شده است که حیوانات را برای رفع نیاز خود ذبح کنید و قبل از ذبع نام خدا را یاد کنید.
حال ممکن است افرادی در کشور عزیزمان ایران یافت شوند که بوی از انسانیت، دین پرستی و وظایفی که خدواند در قبال سایر حیوانات بر عهده ما نهاده است نبرده باشند.
البته مقصر خود ما و برخی از مقامات کشوری هستند. یک کشور تنها خاک یا مردمان آن خاک نیستند. قدرت و شکوه هر کشور به خاک، مردمان، گیاهان، حیوانات، منابع طبیعی و هر آنچه پرودگار در آن دیار قرار داده محسوب می شود. اما مقامات ما بخشهای از این شکوه را به فراموشی می سپارند. ما در مدارس خود مطلبی در مورد حقوق حیوانات نداریم. باغ وحشهای ما بجای اینکه جای برای آموزش نسل جوان باشند منبع برخی بیماری هستند و گاهی هم در خبر ها می شنویم که برای مثال شیر دست دختری را در باغ وحش بلعید. چنان مجذوب راز بقای دیگر کشور ها می شویم در حالی که فراموش می کنیم روزگاری در ایران شیر، فیل ،ببر و دیگر حیوانات زیست می کردند و در حال حاضر هم سرزمین عزیزمان ایران زیستگاه برخی حیوانات نادر و در معرض انقراض است. تمام مشکلات کشورمان تنها در سگ گردانی چند پسر و دختری که تنها اینکار را وسیله ای جهت نشان دادن خود می دانند می دانیم. بر روی کیف مدارس بچه های ما نقش بازیهای کامپیوتری نقش می بندد اما نقش قهرمانان کارتونی حیوانات را مشروح نمی دانیم. در کشور ما قانونی جهت حمایت از حیوانات نداریم. برخی از نظامیان ما کشتن حیوانات را برای خود واجب و فریضه ای الهی می دانند.
در آخر خواهشی از رئیس انجمن حمایت از حیوانات آقای دکتر آل داود دارم. که لطف کنند و فیلم آزار این خرسها را از روی سایت خود پاک کنند تا قباحت حیوان آزاری شکسته نشود.
همچنین از طرفداران زیست محیطی تقاضا می کنم که با نامه های خود به دفتر مجله مشاور دامپزشک اعلام انزجار خود را از این عمل وحشیانه نمایند.


نظرات ()