دامپزشک مشاور


+ هفته های پس از انتخابات

هفته ها بود که حس نوشتن را نداشتم ، بد حسی بود حتی حال ویرایش مقاله های فرستاده شده برای مجله را هم نداشتم، دیروز تلفن زنگ زد گوشی را که برداشتم صدا را شناختم، ناشرم بود، گفت: مجله چی شد؟ کتابها را چکار کردی؟

گفتم: از زمان انتخابات به  بعد دیگر حس نوشتن ندارم، مدام در افکار خودم غرق می شوم و انگار چیزی را گم کرده ام.

آقای دانش ( ناشرم ) از پشت تلفن خنده ای کرد و من را دلداری داد و کلمات بسیار قشنگی را بکار برد جملاتی مانند: اگر شما ها ننویسید نیاز های جامعه را در این زمینه از کجا تامین شود؟

قبل از انتخابات همه پرشور بودند. انتخابات برگذار شد و چیزهای پیش بینی نشده رخ داد. همه تصمیم به سکوت در راهپیمای گرفتند سکوتی که که تا به حال دامن گیر بسیاری از افراد شد بعد دیدیم تهران مانند مناطق جنگ زده شد همجا مامور با لباس یا بدون لباس. به قدر نیرو در خیابانها بود که در برخی مکانها قدرت نفس کشیدن را از انسان سلب می کرد در این میان صحنحه های زشت و زیبا خلق می شد  نوجوان 16 ساله ای را دیدم که دستش باتوم بود و در گوشه ای نشسته بود و با خود می اندیشید. دلم می خواست گل فروشی در آن اطراف یافت می شد تا می توانستم شاخه گلی به این نوجوان هدیه بدهم و با او از عشق، دوست داشتن و مهربانی صحبت کنم.

ما را چه شده است!!! همانند حیوانات وحشی به جان هم افتادیم! چرا به هم احترام نمی گذاریم! و آیا خوی ما انسانها در همین اندازه است!؟ آیا ما اشرف مخلوقات هستیم؟ چگونه است که تحمل انتقاد پذیری ما پایین می آید؟ آیا ما پیروان همان مکتبی هستیم که علی (ع) آن را شکل داد آیا علی (ع) نمی دانست یا خدای نکرده فردی ضعیف بود که در جلسه حکمیت نشست؟

یادمان باشد افرادی که در بند هستند، کسانی که اموال عمومی را تخریب می کنند، مردانی که لباس شخصی می پوشند، آدمهای که شیشه های اتومبیل را می شکنند و اشخاصی که مردم را به گلوله می بندند همه و همه هموطنان ما هستند.

انسان زاده می شود و یک روز از دنیا می رود و آنچه می ماند کردار و رفتار اوست جای دارد از دوست مرحوم کاپیتان مهدی فیروزه سهیل یادی کنم آن مرحوم اعتقاد داشت در دوست داشتن و محبت کردن به دیگران هیچگاه دنبال جبران نباش و محبت خود را بر کسی محدود نکن.

آری باید بزرگ بود و به دیگران احترام گذاشت و انتقاد دیگران را پذیرفت. باید عاشق بود تا به دیگران عشق ورزید باید مهربانی کرد تا دیگران بیاموزند مهربانی چه زیبا است.

پس بیایم و بدانیم که هم چه بخواهیم و چه نخواهیم زاده این بوم هستیم و افراد این سرزمین با هر ایده یا عقایدی چه خوب و چه بد هموطنان ما هستند پس آنها را دوست بداریم و با گفتمان و محبت به هم، دشمنی و کج اندیشی را به مهر و مهربانی تبدیل کنیم.   

نویسنده : دکتر مجید ذاکریان ; ساعت ٥:۱٦ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۸ امرداد ۱۳۸۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک