دامپزشک مشاور


+  

امروز ایمیل خود را چک می کردم که یک میل از همکار عزیز و بزگوارم در مورد آخرین بروز رسانی وبلاگش دیدم و به مطالعه آن پرداختم.

محتوای وبلاگ همکار گرامی پاسخ به مطلب منتشر شده در روزنامه وزین و همیشه دوست داشتنی اعتماد ملی بود روزنامه ایی که هر روز یک ساعت از وقت من را جهت مطالعه خود می گرفت " شاید چون مقامات به ارزش وقت ما پی بردند به فکر این افتادند با توقیف موقت این روزنامه، ما به خودمان بیاییم و ببینیم بدون خبر های واقعی هم می توان زندگی کرد!؟"

حدود یک یا دو هفته پیش مطلبی در ارتباط یا وضعیت حیوانات خانگی و بخصوص سگها منتشر شد در آن روز با توجه به اینکه خودم کار مطبوعاتی می کنم دو یا سه بار مطلب را خواندم  و لی محتوای نوشته شده  را متاسفانه واقعیتهای موجود همراه یا عدم آشنای کامل و اشراف واقعی نگارنده بر اصل مطلب با ایجاد شاخ و برگ زیادی به مطلب دیدم. در همان زمان تماس با دفتر روزنامه گرفتم که متاسفانه قادر به یافتن نویسنده گزارش خبری نشدم.

با چند نفر از دوستان مشورت کردم و آنها پیشنهاد دادن که شما صبر کن تا واکنش دیگر همکاران را ببیند و بعد پاسخ خود را از زبان مجله مشاور دامپزشک منتشر نمایید.

در بخشی از گزارش آمده بود که افراد در گوشه خیابان در جعبه های مبادرت به فروش توله ها می کنند که به گفته فروشنده از نژاد دوبرمن است، در بخش دیگر دریافت حق ویزیت نامتعارف بحث شده بود همچنینی عدم نظارت بر کار کلینیک ها مورد توجه قرار گرفت در جای اشتغال پزشکان در این کار مورد نقد قرار گرفت و در آخر به بررسی نژاد بر پایه قیمت به اتمام رسید.

قبل از اینکه به نقد این گزارش بپردازم از همکار دوست داشتنیم آقای دکتر هومن ملوک پور که به جوابیه نسبت به این گزارش اقدام کردند تشکر می کنم. ولی لازم می دانم اعلام کنم که متاسفانه بخشهای از این گزارش واقعیتهای تلخ جامعه ما می باشد واقعیتهای که کشور ما را در سطح کنونی نگاه می دارد.

متاسفانه در کشور ما یکی از شغلهای کاذب اشتغال در کنار خیابانها است از گل فروشی گرفته تا تکدی، فروش رونامه، فروش گوسفند و در پاره ای اوقات فروش سگ نژاد مخلوط گله  که متاسفانه در  ایران تحت عنوان سگ ولگرد شناسایی می شود. که این امر از عدم کفایت مسئولان زیربط در کنترل و نظارت حکایت دارد " حال شما رنگ سبز در اتومبیل خود بگذارید و در طی ده دقیقه ببینید چه بلای به سر شما می آید. البته بنده  به آقای میر حسین موسوی رای نداده ام هر چند برایشان خیلی احترام قائل هستم".

در مورد عدم نظارت بر کلینیک ها قبول ندارم نظارت وجود دارد ولی نوع نظارت برای کلینیک مجوز دار و بدون مجوز، کاملا مشخص نیست یک نمونه را خدمت شما بیان می کنم در مراجعه شخص خودم به شبکه دامپزشکی و انتقاد خودم به رییس معزول شده پیشین که چرا واکسنها از کانالها معتبر توزیع نمی شود در  مرحله اول متهم به این شدم " جای بسی تاسف است که شما بعنوان همکار دامپزشک ما هستید" این پاسخ ریس به شخص من بود البته من پا فشاری کردم و در پاسخ دوم از طرف رییس وقت گفته شد" دامپزشکی آمد و گفت من به جای واکسن ، آب نمی زنم بلکه ویتامین می زنم و دامپزشک حاضر به نوشتن گفته خود نشد"

ما خوش بین هستیم و امیدواریم آن رییس پست بالاتر نگیرد و برداشت ما از گفته رییس پیشین این می شود که چشم و گوش شبکه باز است و می دانند برخی چه غلطی می کنند و پاسخ غلطهایشان با خودشان است. تازه فکر هم نمی کنیم که ما هم می توانیم خدای نکرده از این غلطها بکنیم و این را هم می فهمیم مسئولان تنها با وجود اسناد کار را انجام می دهند نه بر پایه حرف و اعترافات شفایی!!؟

در اینکه بسیاری از همکاران بدلالیل هزینه های بیش از درآمد مجبور به بستن کلینیکهای خود شدند شکی نیست در زمینه پایین بودن تعرفه ها نسبت به خدمات پزشکی شکی نیست و جای گله از نویسنده گزارش روزنامه اعتماد ملی است و خواهد بود اما در زمینه افرادی که مبادرت به خرید و فروش سگ می کنند و متاسفانه سر خود خود را دامپزشک و حتی عکس کلینیک که در ان در حال جراحی هستند را می زنند جای تاسف و درد را دارد!.

همکار عزیزم، همیشه گفته ام و باز می گویم ایرادی ندارد که مردم ما با بیماری آشنا شوند و بدانند براحتی می توانند آن را کنترل یا پیشگیری کنند ولی ایراد دارد اگر بیمار شوند و ندانند آنگاه دلزده شوند. شاید میزان بازدید و نظارت بر مطب من و شما و دیگر همکاران صدیق بسیار باشد ولی کلینیک ها زیر پله ای که کاش پزشک مبادرت به این کار را می کرد در حالی که افراد زیر دیپلم که  به آنها این امر القاء شده است که کار درمان بسیار ساده است مبادرت به درمان و یا جراحی می کنند و هیچ کس و نهادی جلوی آن را نمی گیرد و وقتی به آقابان هشدار می دهیم از ما در خواست جاسوسی و یا انجام شرح وظایفشان در معرفی یا پیدا کردن این افراد می کنند! آیا کوچه مرغی به چه منظور تعطیل شد!؟

در انتها لازم می دانم اشاره ای به فعالیتها و زحمات کلینیک های دارای مجوز بکنم که با درآمدهای اندک و هزینه های گزاف اقدام به درمان حیوان می کنند و دردهای مانند گاز گرفتگی توسط سگ، آسیبهای جسمی که بدلیل ترس موجودات زبان بسته به بدن دامپزشک وارد می شود را بجان می خرند و در انتها آنچنان مورد بی مهری برخی قرار می گیرند، تشکر و قدردانی کنم و باد آور شوم که حتی در لحظه خواب هم ما دامپزشکان در خواب  خود به تجزیه و تحلیل بیماران خود می پردازیم.

نویسنده : دکتر مجید ذاکریان ; ساعت ۸:٠٢ ‎ق.ظ ; جمعه ۳٠ امرداد ۱۳۸۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک