دامپزشک مشاور

بیماری حیوانات خانگی بیماری مشترک انسان و دام کلینیک دامپزشکی
 
من یک سگ هستم گناه من چیست؟
ساعت ۸:٤٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩٠ : توسط : دکتر مجید ذاکریان

من یک سگ هستم، آیا بواسطه سگ بودنم مرتکب جرم شده ام؟ من موجودی هستم که خداوند من را آفرید و یکی از بی نهایت شگفتی های راز خلقت می باشم. اجدادم میلیونها سال قبل بر روی این کره خاکی زندگی می کردند، بعد ها انسانها خلق شدند اما جرم اجدا من این بود که پروردگار، ما را به گونه ای خلق کرد تا پسمانده های انسانها را، که از دید آنها ارزش غذایی نداشت بخوریم و بقول انسانها اهلی شویم. گناه ما سگ ها این بود که در دوران باستان با تکه استخوانی حس وفاداری را به انسانی نشان دادیم که برادر خود را بخاطر اینکه خداوند هدیه  و پیش کش او را نپذیزفت کشت. آیا تا بحال این انسان دو پا که خود را اشرف مخلوقات می داند اندیشیده است که این حس وفاداری را چه کسی در درون سگها نهاده است؟ و باز سر تعظیم به خالق خود فرود می آورم که اراده کرد من سگ شوم و وفادار به صاحب خود به مانم.

من یک سگ هستم همان موجودی که در دوران باستان انسانها را از شر حیوانات درنده نجات می داد، بسیاری از اجدادم در ازای این پاسداری جان خود را از دست دادند. من همان حیوانی هستم که حافظ گله ها و محصولات شما بودم.

آیا فراموش کردید و می کنید که من حتی حافظ جان و مال شما در برابر همنوعان خودتان از قتل و غارتگری بودم؟!

من یک سگ هستم همان موجود پارس کننده ای که با اصحاب کهف بخاطر ترس از ظلم انسانها ستمکار به درون غار رفت آنان می خواستند که سگ را برانند زیرا سگ پارس کننده است و می توانست مخفی گاه آنها را لو دهد، اما غافل از آنکه خداوند مقدر کرد آن سگ با آنها باشد تا حیوانات درنده از بوی آن بدرون غار نروند و این افتخار نصیب سگ شد که بخواب سیصد و اندی سال برود.

آیا فراموش کرده اید؟ آن زمان موسی می خواست بدترین خلقت خدا را به وعده گاه ببرد سگ را کشان کشان برد اما رها کرد و پروردگار به او فرمود اگر این موجود را می آوردی از رسالت عزلت می کردم.

من همان سگی هستم که خداوند در قرآن فرمود " به شما آموختیم که به سگهای خود بیاموزید که چگونه شکار کنند و آن شکار را برای شما حلال کردیم" در حالیکه هیچ موجود دیگر به این افتخار نائل نشد!!

من موجودی هستم که امام حسن به اجدام غذا می داد، امام رضا صاحب سگی که بدلیل کهلت سن سگ را رها کرده بود سرزنش کرد.

من همان موجود زنده ای هستم که بسیاری از اجدام بخاطر تحقیقات علمی کشته شدند، مخلوقی هستم که در برخی از کشورها چشمان افراد نابینا می باشد، موجودی که به افراد بیمار کمک می کند تا دارو و غذای خود را تهیه کنند، همدم افراد تنها و سالخورده ام، سرگرم کننده و مهربان خانه های هستم که با محبت به من می آموزند که چگونه دیگر انسانها را دوست بدارند از کشتن و دعوی دوری نمایند. موجودی هستم که بسیاری از سارقان که آنها هم انسان هستند را ترسانده ام، بسیاری از قاچاقچیان مواد مخدر را شناسایی کرده ام و هزاران نفر از انسانها را از درون برف و آتش، زلزله و سیل نجات داده ام.

شما بگوئید گناه من چیست؟! جرم من بخاطر این است که برخی از انسانها موجودیت من را درک نمی کنند و سگ را بعنوان عروسک و یا کالای می نگرند که از طریق آن به دروازه های تمدن می رسند؟!! یا یار و غم خوار و پاسدار خانه ای که به من بعنوان یکی از مخلوقات خداوند می نگرند؟ آیا من باید در بازداشتگاه ها پلیس جان خود را از دست بدهم؟ یا توسط صاحبان از خدا بی خبر از طبقه چهارم به سوی زمین پرت شوم؟ آیا باید توسط لگد و سنگ بدنم خورد شود؟ یا توسط کابل و باتوم بدنم کبود شود؟

اگر شما می گوئید جرم من سگ بودن است اما من بر این جرم می بالم زیرا خداوند در تمامی ادیان می فرماید که از شرق تا غرب بنگرید شگفتی های خلقت من را خواهید دید و من یکی از دریای بیکران شگفتیهای خداوند هستم. پس به سگ بودن و وفادر خود که خالق در درون من نهاده است می بالم و به آن سر تعظیم فرود می آورم.