ترس از شناخت پادشاهان این مرز و بوم

ترس از شناخت پادشاهان این مرز و بوم

نخستین مطلبی که از درس تاریخ بیادم می آید مطالبی بود که در کتاب دبستان در مورد نحوه زندگی بومیهای افریقا با عکسی از خانه های که با کاه ساخته شده بود همیشه برای خودم تاریخ جذاب بود و در کلاس نمره تاریخم جزء بهترین نمره کلاس بود اما در مورد پادشاهان ابرانی در دوره دبستان دو مطلب که هنوز در ذهنم نقش بسته است یکی در مورد سلسله هخامنشیان بود روز امتحان من و یکی از دوستانم به نام متین زحمتکش ( ایشان هم در حال حاضر دامپزشک هستند) از روی شیطنت کودکانه مان تصمیم به تقلب در این درس گرفتیم متین که خیلی هیجان زده شده بود تقریبا نصف کلاس را خبر دار کرد روز امتحان در انتهای راهرو نشستیم تمام سوالها را نوشتم اما هر چه فکر کردم یک سوال را نتوانستم جواب بدهم پس از متین پرسیدم  که اسم یکی از پادشاه چیست؟ خوب کلمه خشایار شاه کمی برای آن زمان سخت بود متین هم هر چه تکرار می کرد من نمی شنیدم بعد یکی از بچه ها به نام م. س. پا شد معلم ما تعجب کرد چون درس تاریخ رکودار آن در پاسخ و نمره من بودم و چطور ایشان ورقه اش را تمام کرده بود جای سوال بود " خانم معلم بچه ها ته راهرو دارند تقلب می کنند. " یک سیلی محکم خوردم و جایم را عوض شد مهمترین درسی که آن روز از معلم خود گرفتم این نکته بود که بدون تقلب می توان نمره بیست گرفت چون آن سوال را جواب نداده نمره من 19 شد و بخاطر اینکه بهترین نمره کلاس بود بیست شدم تازه  یک سیلی هم خوردم تا یاد بگیرم حق خودم را با زحمات خودم بدست آورم البته در حال حاضر زمانه عوض شده و معلمها یاد می دهند اگر مثل بعضی ها تقلب کنید بعد می توانید توی سر دیگران هم بزنید آنهای هم که اعتراض به تقلب می کنند را هم بکشید!؟  مطالب دیگر در مورد سلسله ساسانیان بود که در کلاس پنجم به ما درس دادند آن روز خیلی هیجان زده شده بودم چون یک دوست داشتم که او هم در کلاس پنجم  بود، مدرسه ما تعداد دانش آموزانش زیاد بود و دو تا کلاس پنجم داشتیم و ساسان ( دوست دوره دبستانم ) در کلاس پنجم دیگر بود. به محض زنگ تفریح به داخل حیاط بسیار کوچک مدرسه دویدم و ماجرای درسمان را در مورد سلسله ساسانیان تعریف کردم البته آنها در درس از ما عقب تر بودند. در راهنمای هم تاریخ تدریس شد اما نقطه عطف تاریخ در سال سوم دبیرستان بود معلم تاریخ ما آقا اوصیاء خیلی وقت هست ندیدمش، بسیار آدم جالب بود و تاریخ را آنچنان درس می داد که انگار در دل آن زمان هستی تاریخ را بدون تعاریف زاید تدریس می کرد و سعی می کرد واقعیت ها تاریخ را بیان کند. آقای اوصیاء همیشه شیک می گشت شاید یکبار هم سر کلاس: لباس، ساعت و کفشش تکراری نبود. ایشان سعی می کرد ما را با واقعیتهای تاریخ معاصر آشنا کند کاری که سلسله قاجار با سرزمین ما کردن و ... .

ببخشید پر حرفی کردم دو سه هفته بود با خودم کلنجار می رفتم که در مورد حذف سلسله پادشاهان از کتاب درسی بنویسم یا نه. البته چرا باید کودکان ما در مورد اینکه کورش موسس سلسله هخامنشیان بدانند؟ چرا باید بدانیم که در 2500 سال پیش منشور حقوق بشر توسط کورش نوشته شد؟ در زمانی که انسانها را بعنوان برده می فروختند و در زمانی که قوانین همورائی که تنها از قتل و غارت صحبت می کرد فردی آنچنان آزاد اندیش باشد که صحبت از حقوق افراد بکند البته اگر کودکان ما در مورد کورش ندانند راحتر سد سیوند ساخته می شود تازه دست به فحش ما بهتر می شود چون غربیها فیلم سیصد می سازند و همجنس بازیهای خود را به ایرانیان نسبت می دهند.

چرا باید ما در مورد نظام طبقاتی هخامنشیان اشکانیان و ساسانیان بدانیم؟ چرا باید بدانیم که پادشاهان ما در هنگام ساخت تخت جمشید پول کارگرها را نقد و در همان روز پرداخت می کردند؟ اگر در این مورد بدانیم آن وقت با خود می اندیشیم که در 2500 سال پبش عده ای از مزایای خاص برخوردار بودند چرا در حال حاضر برخی نیز از مزایای خاص برخوردار می شوند؟ بعد هم که یکی گندش در می آید می گویم ضریب هوشیش بالا است. پس ببینید چقدر مزیت دارد دیگر رفتار گذشته با حال را مقایسه نمی کنید  و  اینطوری عذاب نمی کشید.

چرا باید از بی لیاقتی خسرو پرویز با موج اسلام بدانیم؟ چرا باید دلایل شکست و غارت ایران را توسط مغولها بدانیم؟ و یا بدانیم و در کلاس درس ازمعلم بپرسیم چرا نامه کاشانی به مصدق فاقد امضاء است؟

اگر ما کمتر از گذشته بدانیم بیشتر پیشرفت می کنیم  چون اعتماد به نفس بیشتری پیدا می کنیم! تازه هر کاری کردیم می اندازیم به گردن دیگران.

تاریخ یعنی چه سوال من این است چرا دانستن حقایق تلخ و بعصضاً شیرین در مورد پادشاهان این مرز بوم اینقدر بی ارزش است ؟ شاید اگر از گذشته ندانیم بیشتر کار کنیم! کمتر نظام طبقاتی داشته باشم! دیگر به یاد داستان انوشیروان دادگر و خر شاکی نیفتیم؟! از جنایتها آقا محمد خان در ارمنستان و کرمان شرمنده نباشیم! اینقدر هم اسمهای کورش، اردشیر، بابک، خشایار و ... روی کودکان خود نگذاریم و بیشتر اسمهای اسکندر و چنگیز را برای کورکان خود انتخاب کنیم!!!

/ 7 نظر / 26 بازدید
mina kiani

[دست] دست مریزاد حرف دل من رو گفتی واقعا موندم چطور همچین کاری رو با ما دارن میکنند هرکسی یه جو عقل داشته باشه میفهمه کار اشتباهیه حذف زندگی گذشتگان حتی اگه قران هم قبول کنیم توش نوشته که به سرنوشت پیشینیان خود بنگرید

نگین حسینی

زیبا و تاثیرگذار نوشتید. کاملا موافقم. اگر ندانیم که بودیم و چه می کردیم، توی خیابان های شهرمان، راحت تر همدیگر را می کشیم...

رضا

با سپاس. آنگاه كه وجدان ها بي مقدار شوند، درس آموزي از تاريخ نيز براي آنها بسي دشوار است. آن معلم دبستاني تو وجدان ما را بيدار مي ساخت كه نه در تاريخ و نه در امتحان تاريخ و نه خود ما در تاريخ زندگي مان هيچگاه تقلب نكنيم. قران مي فرمايد تاريخ پيشينيان مايه عبرت است.

دکتر ابراهیمی

منشور حقوق بشر کورش مثل قانونهای اساسی ماست که در نوشتار خیلی عالی و در عمل بر خلاف آن است. کوروش یکی از جلادان تاریخ میباشد که متاسفانه رژیم پهلوی تاریخ را عوض کرده.

سینا

سلام.به نظر من جامعه ما دچار یک آشفتگی در فرهنگ شده است و به قول استاد گرامیم (دیگر من در ایران به ندرت ایرانی میبینم)به راستی چه به سر ما آمده؟زبان ما لباس ما غذای ما همه چیز ما مورد تهاجم قرار گرفته و من نوعی هم با آغوش باز به این تهاجم تن میدهم چرا؟به نظر من عمده ترین دلیلش عدم اطلاع از تاریخ پر فراز و نشیب کشورمان است تاریخی که میتوانیم به آن افتخار کنیم به جای آنکه آن را تحریف کنیم....از شما دکتر و نگارنده گرامی هم نهایت سپاس رو دارم بابت این مطلب زیبا...به وبلاگ من هم سری بزنید خوشحال میشم[گل]sina4ney.blogfa.com

سینا

بله کاملا درست میگید.روی سخن بنده با کسانی هست که دارند به مات شدن و سیاه شدن هویت کشورمون کمک مکنند.سر نوشتی بدتر از سرنوشت مردم افغانستان و عراق و پاکستان...انتظار شما رو میکشه.باز هم ممنون دکتر[گل]

امين

سلام اقاي دكتر به عنوان يك همكار خوشحالم كه دوستاني مانند شما به فكر پيشرفت دامپزشكي در اين كشور هستند. ميگويم به شما و همكارانتان خسته نباشيد .و لي/ ولي: معتقدم نظراتي كه با عنوان و بهانه "اهميت شناخت تاريخ" درج كرده ايد بيشتر مشابه يك بيانيه سياسي كنايه آميز است كه با هدف مشخصي از الفاظ "تقلب" و .. استفاده كرده ايد . همكار محترم! من همانند شما در جندين سال گذشته پس از فارغ التحصيلي در مناطق مرفه نشين تهران كار نكرده ام بلكه دامپزشكي بوده ام در روستاها و با مردماني ساده و صميمي برخورد داشته ام، هرچند با مسائل روز جامعه شهري هم كاملا آشنايم. به همين خاطر فكر ميكنم در كشور ما سلايق و نوع ارا و عقايد در مسايل اجتماعي تفاوتهاي زيادي با هم دارد و كساني كه به واقع بدنبال درك حقايق اين زمان -كه خود جزئي از تاريخ ميهن است- هستند بايد فارغ از احساسات و بدون تعميم جو حاكم بر نقاطي از كلانشهر، سري به اقسي نقاط ايران بزنند و شناخت خود را از وقايع و نظرات ملت تكميل كنند. .... گاهي يك دانش آموز با شيطنت به كنار دستي اش انگ تقلب ميزند چون از بيرون كلاس كسي چشمك ميزند كه ""من باهاتم"