از کشتن سگهای ولگرد تا اعدام انسانها

هفته پیش در روزنامه اعتماد خبری را مبنی بر کشتار سگهای ولگرد توسط ماموران شهرداری خواندیم. یک هفته با خودم کلنجار رفتم که در مورد این خبر بنویسم یا در مورد درگیریهای عاشورا، در مورد شلیک به پای سگ بی دفاع بنویسم یا در مورد حکم اعدام برای نوجوان 16 ساله، در مورد خلاص کردن آفریده خدا به نام سگ در بام تهران بنویسم یا در مورد گلوله خوردن دختر بیست و چند ساله در خیابانهای تهران.

خداوند موجودات گوناگونی را آفرید برخی از این موجودات برای انسانها دردسر می آفرینند بطور مثال باکتری طاعون در سده های مختلف قربانی های زیادی می گرفت، وقتی یک روباه به مزرعه کشاورز حمله می کند، با شکار مرغ و خروسهای کشاورز به او ضرر می زند. حال همان باکتری، روباه و یا حتی ویروس، قارچ و ... موجب پیدایش علومی به نام باکتری شناسی، جانورشناسی و غیره می شوند و این علوم کنکاشی در راز خلقت می کنند و پیشرفتهایی را در زمینه های علمی ایجاد می کنند در کنار آن دانشگاه ایجاد می شود متخصص تربیت می شود و اشتغال زای ایجاد می شود در این زمان است که انسان به فکر می رود که پرودگار یکتا هیچ موجودی را بی حکمت خلق نکرده است.

سوال این است آیا خلقت سگ عبث و بیهوده بود؟ و یا اشتباهی در خلقت ایجاد شده؟!

در زمانهای باستان انسانهای غارنشین متوجه شدن، حیوانی در طبیعت زندگی می کند که حاضر است پسماندههای غذای او را بخورد، از او در برابر حیوانات وحش محافظت کند از گوسفندهای او پاسداری کند و حتی برای انسان شکار کند. در حالیکه همان انسان سگ که از آفرینشهای خداوند است در حال حاضر خوار و ذلیل می شمارد و سگ را حاوی بیماری می پندارد. چرا هیچگاه ما انسانها نمی اندیشیم که اگر در جمعیت شهری ما تعداد موشها فوزونی می یابد و اگر تعداد گربه های محله ما اضافه می شود و یا سگهای بی چاره به شهر های ما پناه می آورند دلیلش چیست؟؟؟

در اکولوژی رابطه جمعیت با غذای پیوند معنا دار دارد. زمانی که ما پسمانده های غذای خود را ( چرا به اندازه مصرف نمی کنیم تا پسمانده نداشته باشیم) در داخل جوی آبه ره ها می کنیم آیا فکر می کنیم که به دست خود منبع غذایی در اختیار موشها می گذاریم. با وجود چنین منابعی موشها چاق و چاق تر می شوند و بهتر و بیشتر زاد و ولد می کنند. زمانی که آشغالهای ما به جای ساعت 9 شب هر ساعتی از شبانه روز در سطح شهر رها می شود آن زمان منابع غنی از غذا که ما انسانها بخاطر درست مصرف نکردن آن را دور می ریزیم در اختیار گربه ها قرا می گیرد و آنها از قانون طبیعت بهره گرفته می خورند و زاد و ولد می کنند. زمانی که در روستاهای ما نظارتی بر سگها نیست آنها شروع یه زاد و ولد می کنند تعداد به قدری زیاد می شود که آن روستایی و یا عشایر قادر به نگهداری نیست توله های جدید رها می شوند و تبدیل به سگهای ولگرد می شوند سگهای بیچاره برای غذا جایی بهتر از شهر ها نمی یابند زیرا زباله های شهر نشینان حاوی مقدار کثیری از مواد غذای است پناه می آورند و  باز ما این مخلوقات را مزاحم ، بیمار، کثافت و ترسناک می پنداریم و خودمان را مقصر هجوم این موجودات نمی دانیم.

یک سوال دیگر مطرح می کنم. آیا به جزء خداوند کسی حق گرفتن زندگی را از انسان و یا موجودی دارد؟! در گوشه گوشهای شهرمان طرح مبارزه با جانوران موذی ( موش ) دیده می شود اما همواره در همان مناطق موشها را در حال جولان دادن در جوی های آب می بینیم. کشتن راحت ترین راه است ولی یافتن علت و بر طرف کردن آن در کشورمان سخت ترین راه است.

چرا در کشور ما آمار قتل، خشونت، تجاوز، بی مهری بالا است؟؟ ما به کودکان خود می آموزیم که چگونه به حیوان بی دفاع سنگ پرتاب کند وقتی حیوانی در حال گذر از خیابان است بر سرعت اتومبیل خود می افزایم. زمانی که پرنده ای بر روی زمین دنبال غذا می گردد به فکر شکار او هستیم. با این بی مهری ها انتظار داریم کودکان ما دوست داشتن را بیاموزند و قلبهایشان سرشار از عشق شود. وقتی در قلب بجای مهربانی قساوت و سنگدلی جای گیرد حیوان که خوب است آدم را هم می کشیم. در قانون ما بسیاری از کارها حکمش اعدام است آیا با این حکم آمار قتل و جنایت کمتر و کمتر شده است؟!

تا کی می خواهیم بر اشتباهات خود سر پوش بگذاریم؟ تا کی می خواهیم تنفر را بجای دوست داشتن عزیز نگاه داریم؟ تا کی می خواهیم افراد را به هر دلیلی چه سیاسی چه غیر سیاسی، چه گناه کار چی غیر گناه کار اعدام کنیم؟ تا کی می خواهیم انسانها را در خیابان، شهر و هوا به گلوه ببندیم و یا توسط بمب کشتار کنیم؟ تا کی می خواهیم بر قوانین اعدام خود پا فشاری کنیم؟ آیا حوا و آدم از درخت ممنوعه میوه نخوردند؟ آیا خدواند بر گردن ما بیشتر از خود ما حق ندارد؟ چرا خدا جان آدم و حوا را نگرفت؟؟؟ چرا از داستان هابیل و قابیل درس نمی گیریم؟ چرا هر سال عده ای چه گناه کار چه بی گناه اعدام یا کشته می شوند؟ چرا حیوانی که از گرسنگی به سوی ما پناه آورده است باید سنگ باران شود و توسط گلوله کشته شود؟ چرا برای سگهای ولگرد باید فکری همانند کشتن با شفقت از مخیرات ما عبور کند؟ آیا خدواند جان انسانی را که مخرب و زیان آور است، می گیرد؟ آیا خدواند به جای کشته شدن هابیل، قابیل را کشت؟ هر موجودی حق حیات دارد و تنها خدواند است که اجازه گرفتن جان موجودی را دارد. آیا من یا دیگری حق تخریب خانه شما را داریم؟ پس چطور به خود اجازه کشتن می دهیم؟

بله راههای دیگری بجزء کشتن سگها ولگرد وجود دارد منتها ما بدنبال آسانترین و کم هزینه ترین راه می رویم!!! سگ را می کشیم، انسان را می کشیم و بر انسان بودن خود می بالیم و شرمسار نمی شویم!!!

/ 15 نظر / 32 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تینا

آقای دکتر عزیز سلام... من سه ماه است که سگی را که بی پناه بود به سرپرستی قبول کردم ... ما - من و همسرم- مستاجریم و صاحبخانه ی قبلی به خاطر وجود میشا - سگ ما- عذرمان را خواست و اسباب کشی کردیم ... اما متاسفانه در مورد واکسنهای مورد نیاز او چیزی نمی دانیم... البته تا به حال صاحب داشته و واکسینه هم شده اما حالا حتی نمی دانیم چند ساله است... اما تخمین صاحبان قبلی روی 8 یا نه سالگی است.... ممکن است راهنمایی کنید که چه واکسنهایی مورد نیاز سگی به این سن و سال است و ارزانترین مکانی که برای این کار می شناسید معرفی کنید... چون متاسفانه ما خودمان هم از لحاظ مالی در مضیقه ایم و می ترسم خدای ناکرده نتوانیم از عهده ی مخارج بر آییم و ناچار به واگذاری مجددش گردیم که این موضوع به روحیه ی او آسیب خواهد زد چون در همین مدت کوتاه به طرز عجیبی وابسته ی ما شده است... ضمنا خواهش می کنم مرکزی را نیز برای اصلاح موهای او معرفی بفرمایید چرا که به شدت به قیچی و نزدیک شدن آن واکنش نشان میدهد و در اثر بی توجهی صاحبان قبلی مقدار زیادی از موهایش تبدیل به نمد شده. با تشکر بسیار و آرزوی عاقبت خیر برای شما دکتر مهربان

رها

سلام جناب دکتر.لاکپشتی کوچولو و مینیاتوری دارم ابزیه-گوش قرمز-که بنا به اطلاعاتی که از منابع بدست اوردم گذاشتم به خواب زمستانی در ظرف شیشه ا ی برود و هر 5 روز یکبار اونو برای 5 ساعت توی اب میذاشتم تا بدنش خشک نشه البته از پاییزه غذا نمیخوره اما امروز با وجود چند ساعت توی اب بودن دیگه نمیتونه چشماشو باز کنه گاهی روی چشماش دست میکشه و دور خودش میچرخه روی چشماش یه قطره روغن کبد ماهی ریختم اما درست نشد از دارو هم نمیتونم استفاده کنم چون میترسم براش مضر باشه لطفا راهنماییم کنید خیلی نگرانم.مرسی

رهگذر

سلام دكتر در مملكتي كه جان انسانها هيچ بهايي ندارد كساني چون شما خيلي انسانيد كه به فكر حقوق اين موجودات بي پناه هستين لينكتون كردم و خواننده ي همه ي پستهاتون خواهم بود

کتایون

سلام آقای دکتر اگر سگ موجود خوار و ذلیلی است چطور نامش در قرآن همراه با اصحاب کهف آمده و همراه انان حدود 309 سال طبق خواسته خداوند به خواب رفته؟بنابراین ما انسانها هستیم که نسبت به اشارات خداوند بی توجه هستیم و آنهارا همانطور که خودمان میخواهیم تعبیر میکنیم نه همانطور هست.

علیرضا

سلام دكتر جان ممنون از اين همه محبتي كه به حيوانات داريد برايتان آرزوي موفقيت دارم

آیلار

سلام,ممنون به خاطر مطالب خوبتون [گل] من دیروز یه همستر طلایی خریدم که از هر نظر سالمه, فقط گاهی وقتا صدایی مثل سرفه یا عطسه داره و همزمان پرش داره. به نظرم علتش خاک اره کف آکواریوم فروشگاهه.ممکنه علت دیگه ای داشته باشه؟ بعد مدتی خوب میشه یا نه؟ چیکار کنم که خوب شه؟

شيما

آقاي دكتر ذاكريان با عرض سلام و ادب از خواندن تمامي متنهاي شما لذت ميبرم و خدا را شاكر ميشوم كه هنوز قلبهاي عاشق و روح هاي بزرگ در لابه لاي دوده هاي اين شهر وجود دارد با سپاس از همه زحمات شما در اشائه اين فرهنگ

کیارش

با سلام و خسته نباشید.من از شما واقعا تشکر میکنم که همچنین قلب مهربانی داری من این سایت را در سایتwww.woofwoof.ir پیدا کردم .از همه زحمات شما در هر دو سایت متشکرم.[گل][گل][ماچ][قلب]

کیارش

با سلام من در اصفهان زندگی میکنم.من چهار طوله سگ پیدا کرده بودم و انها هم با من خیلی دوست شده بودن.چند سا ل قبلش یک سگ ماده که طوله های ان یک روزه بودند شهرداری کشت.پس از چندی شهرداری ان طوله سگ های خودم را هم کشت.من واقعا نمیدانم اینها چه چیزی از این موجودات میخواهند؟چه سودی میبرند؟مگر انها حق زندگی ندارند؟من واقعا برای این کشور(و دولت)بسیار متاسفم.با تشکر[افسوس]

راحله صحه

قدردان شعور و درك بالاي شما هستيم و اميد وارم با تلاش افرادي چون شما بتوانيم شاهد تغيير در اين سيستمهاي اشتباه باشيم والبته با اشاعه گسترده اين اخبار ومانور بدون وقفه از راههاي مختلف مشود توجه عموم را جلب كرد و خواستار تغيير در اين روند شد.