قلم دامپزشک مشاور

امروز یکی از دوستان آمد و برای من حرف جالبی را نقل قول کرد

" میگند قلم دامپزشک مشاور خشک شده بعد از چند سال وبلاگ نویسی حالا مطلبی نداره که بنویسه با آن مجله ای که بیرون میده دیگه چیزی نداره که بنویسه"

تا بوده و هست و خواهد بود حرف پشت سر دیگران گفته می شود. در پاسخ به آن دوست عزیز باید بگویم چیزی که خدا به آدم بده ( نوشتن) هیچ وقت آن را پس  نمی گیره. عادت ندارم و خوشم نمی آید پشت سر دیگری بدگوی کنم هر چیزی در توان ما است هویدا می باشد. اگر مطلبی می نویسم بر اساس تجربها و مطالعات خودم می باشد، ولی انکار نمی کنم که چند صباحی است که دل و دماغ نوشتن را ندارم نه اینکه نتوانم یا کوره سواد من ته کشیده باشد. دوست هم ندارم خاطرات چرند و پرند تعریف کنم و خودم را یک قهرمان مطرح کنم که فلانی خراب کاری کرد و من درست کردم.

 آخر ما آدمها خیلی دوست داریم به هم کلک بزنیم حتی "حوا" هم با خوردن سیب قصد کلک زدن به خدا را داشت ولی خدا آموخت، با محبت و مهربانی چیزهای می توان بدست آورد که ارزش آن خیلی خیلی بیشتر است.

 صاحب پت می آید و میگه " دکتر اینو بردم پیش فلان دکتر هیچی سرش نمی شد حیوان من فقط زجر می کشید!" بعد معلوم می شه دستورات آن دکتر را خوب انجام نداده یا خودش اطلاعات نادرست داده، البته هر کس یک توانایی دارد مهم این است که افراد با تمام توان خودشان آن کار را انجام بدند.

 ولی چیزی که خیلی من را منقلب کرد صحبتی بود که یکی از دوستان انجام داد و گفت سال گذشته در روزهای عید نوروز رفته بودیم جنگل گلستان یک بچه گراز آمد کنار رودخانه آب بخورد دیدیم یکی سنگ برداشت، یکی فریاد زد، آن دیگری چوب برداشت و همه هر چه بدستشان می آمد به سوی آن حیوان بینوا پرت می کردند!!

 واقعا چرا بعضی ها تلاش نمی کنند طعم دوست داشتن را بچشند؟ لذت مهربانی کردن به دیگران را لمس کنند و آتش کینه و نفرت را از دل خود دور کنند، واقعیت دارد که ما اشرف مخلوقات هستیم ولی تکبر نباید جلوی چشمان ما را بگیرد اگر ما به حیوانات کمک کنیم و آنها را دوست داشته باشیم فرزندان ما یاد می گیرند دوست داشتن و مهربان خیلی بهتر از تنفر و خشم است.

 چیزهای مانند اینها بود که من را تو خودم فرو برد و از نوشتن باز داشت باشه، دوباره می نویسم ولی دوبار پیغام پسغام ننویسید که تند می نویسی، سیاسی می نویسی!!!

 

/ 6 نظر / 24 بازدید
مانی

دکتر جان. من به شما مدیونم. پارسال سواد شما خیلی به معالجه سگ من کمک کرد. در حالی که با 3 دامپزشک آمریکایی هم مشورت کرده بودم و هیچ کدومشون تشخیص نداده بودن.کمک شما را اونم بدون هیچ هزینه ای چیزی نیست که فراموش کنم. بازم مرسی

مرجانک

با درود و آرزوی بهترین ها همینکه حضور دارید و می نویسید برای ما بی نهایت ارزنده است . چندی پیش همسفر زندگی من در خارج از شهر به دلیل گم شدن در مسیر درخواست کمک جهت پیدا کردن آدرس را از گروهی که به ازدحام در محلی جمع شده بودند را می کند که در نهایت متوجه میشود ازدحام جمعیت به دلیل این است که هر کسی سنگی - لگدی - چماقی بر فرق سر توله شعالی فرو آرد .. درنهایت پس از درگیریهای لفظی بین امیر و متعصبین از خدا بی خبر - جسم بی جان توله را به زیر درختی انتقال می دهد که در همین حین خانمی از ایشان می خواهد در صورت امکان - سرکار خانوم را از داشتن پنجه شغال محروم نکنند که برای باطل السحر بسیار مفید فایده است . طبیعت نگهدارتان [گل]

مرجانک

دکتر گرامی با درود با مطلبی جدید به روزم و مطابق همیشه نظر شما برایم بسیار گرانبهاست . با احترام [گل]

مرتضی

درود بر شما از روی اتفاق در فضای اینترنت گذرم به تارنمای زیبایتان افتاد. مطلبی از شما با عنوان "وطن پرست واقعی" را خواندم. احساس همذات پنداری با مطلب تان کردم و بر آن شدم که از شما به خاطر مسئولیت و تعهدی که به "انسانیت" دارید، تشکری داشته باشم. پاینده و سلامت باشید[گل]

مرجانک

جناب دکتر ذاکریان با درود و آرزوی بهترین ها نوروزتان پیروز - بهارتان خجسته باد . [گل]

مهیا

سلام اقای ذاکریان من سوالی در مورد لاکپشت دارم.یک بچه لاکپشت ابی چه مدت می تواند بیرون از اب باشد؟و غذایش چیست؟ایا خواب زمستانی دارد؟اکواریوم تاریک و کم عمق نیاز دارد؟ ممنون می شوم اگر جواب من را بدهید.اتفاق بدی برای لاکپشتم افتاده.اگر شماره تماستان را برای من میل کنید من خیلی خیلی ممنون می شوم.